|
حضورت تکیه گاه امنی ست برای بودنم
|
گرچه شاید گاهی
چنین به نظر نرسد
گاه شاید به نظر رسد
که عاشق تو نیستم
گاه شاید به نظر رسد
که حتی دوستت هم ندارم
ولی درست در همین زمانهاست
که باید بیش از همیشه
مرا درک کنی
چون در همین زمانهاست
که بیش از همیشه عاشق تو هستم
ولی احساساتم جریحه دار شده است
با اینکه نمی خواهم
میبینم که نسبت به تو
سردو بی تفاوتم
درست در همین زمانهاست که میبینم
بیان احساساتم برایم خیلی دشوار میشود
اغلب کرده ی تو
که احساسات مرا جریحه دار کرده است
بسیار کوچک است
ولی انگاه که کسی را دوست داری
ان سان که من تورا دوست دارم
هر کاهی کوهی شود
وپیش از هر چیزی این به ذهنم میرسد
که دوستم نداری
خواهش میکنم که با من صبور باش
میخواهم با احساساتم
صادق تر باشم
و می کوشم که این چنین حساس نباشم
ولی با این همه
فکر میکنم که باید کاملا اطمینان داشته باشی
از همه راههای ممکن عاشقت هستم...
همانگونه که من دوستت دارم.
بگذار فاصله من و تو کمتر از انی باشد:
که میخواهم و نمی توانیم.
که میتوانیم و نمی گذارند!
بگذار میان من و تو فاصله ای نماند
نه به خاطر خودت
نه به خاطر من!
که به خاطر این عشق دوستم داشته باش
بیش از انی که من دوستت دارم...
تنها برای چشمان مهربان تو مینویسم.من این چشمها را میشناسم.روزگاری عاشق این چشمها بوده ام.چشمانی که مرا عاشق کردند.ازمیان همه انهایی که به زندگی دچار شدند تو را انتخاب کردم.نه برای خودم،نه برای زیباییهایت بلکه تورا خواهم برد برای روزهایی که بی تو خواهد گذشت.با اینهمه ای شفاف،ای شگرف مرا راهی از تو بدر نیست.زمین باران را صدا میزند من تو را.مرا در اغوشت جا بده که بدون چشمهای تو خیلی تنهام...

مثل شعري ناب مي خوانم تو را 
با سرود آب مي خوانم تو را 
در شب مهتاب مي خوانم تو را 
با زبان خواب مي خوانم تو را
با صداي آب مي خوانم تو را 
با دلي بي تاب مي خوانم تو را
حقیقتا همان یک بار
و از ان پس بدان اویختم
و تا همیشه همه ی زندگیم با ان...
بي آن که در جستجوي قافيه باشم
و بي آن که حتي در جستجوي واژه ها باشم
در اين شب ها که گويند عزيزترين شب هاي خداست
مي خواهم از تو بگويم
از تو که عاشقانه دوستت دارم و مي دانم که دوستم داري
با ساده ترين کلمات
همراه با همين اشکي که دارد مي غلتد و فرو مي افتد
مي خواهم بگويم دوستت دارم
امشب نه مي خواهم برايت از آسمان خورشيد بياورم
نه مي خواهم ستاره ها را برايت بچينم
و نه مي خواهم به شهر آرزوها و رؤياها بروم
فقط ساده و با صداقت
همراه با شاهدي صادق
از اعماق جاني سوخته
با چشماني باراني
مي خواهم بگويم دوستت دارم
و مي خواهم بگويم اين نه سخني است که تنها بر زبان آيد
من تقدس عشقت را
بر کرامت وجودم نشانده ام
و اگر سراسر وجودم زبان باشد
يکسره خواهد گفت:
دوستت دارم
چند تا دوسم داري ؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...
ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و
بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین
؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی
هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوستت دارم .